حرف آخر


میگویم سلام ، هیچکس جوابم را نمیدهد ، پس خدانگهدار میگویم شاید از سر اتفاق یک نفر دست هایش تکان بخورد

 

 

سلام به همه ی دوستان خوبم

به همه ی کسانی که تو این مدت همراهم بودن و منو هیچ وقت تنها نذاشتن

با آخرین  آپ وبلاگم اومدم تا بگم همه تون رو دوست دارم و به خدای بزرگ میسپارم  چون دیگه نمیتونم وب رو آپ کنم برای همین اومدم تا برای همیشه ازتون خداحافظی کنم البته هراز گاهی میام و نظراتتون رو میخونم

بازم به خاطر همه چی ازتون ممنونم

این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ
جان شما و خاطره هامان خداحافظ
من میروم بدون تو اما دعایم کن
در اولین تراوش باران خداحافظ

 

همه تون رو به خدا میسپارم

 

خداحافظ ای ماه شبهای تارم
خداحافظ ای درد
جانسوز جانم
خداحافظ ای عشق روزای خوبم
خداحافظ ای شور و شوق حضورم

 

 

یه خداحافظی ویژه از عزیزی که بهانه ساختن این وبلاگ بود که البته دیگه بین ما نیس اما من هیچ وقت وجود نازنینش رو فراموش نمیکنم و از خدای بزرگ میخوام روحش همیشه غرق آرامش و سرور باشه

 

                شرر زدی جگرم ، نازنین خداحافظ

شکست بال و پرم ، نازنین خداحافظ

دوان به سوی توبودم ، که از جفا تیری

زد عشق بر کمرم ، نازنین خداحافظ

 

 

 

تو که میدانستی با چه اشتیاقی…خودم را قسمت میکنم

پس چرا …زودتر از تکه تکه شدنم…جوابم نکردی…برای

خداحافظی …خیلی دیر بود…خیلی دیر !!

 

 

 

+++خدانگهدار همه شما

 

 



عشق...


پرسيدم : هنگام غروب ، خورشيد چرا زرد رنگ است؟

گفت: از بيم جدايی.

خورشيد،با همه ی درخشندگی در پايان هر روز، ناپديد ميشود

 و جای خود را به تاريکی ميدهد. ولی آفتاب عشق،

 جاودانه در آسمان دل ميدرخشد و جان ميبخشد

 و اين روزی است که شبی به دنبال ندارد.

 

 

پرسيدم : عشق چيست؟

گفت : آتشی است .

گفتم: مگر آن را ديده اي؟

گفت: نه در آن سوخته ام.

عشق را با تمام وجود فرياد بزن تا به جهانيان ثابت کنی

که تمام مسيرها به سمت مشترک مورد نظر اشغال نمی باشد.

به کوه گفتم: عشق چيست؟

لرزيد.

به ابر گفتم: عشق چيست؟

باريد.

به باد گفتم: عشق چيست؟

وزيد.

به پروانه گفتم: عشق چيست؟

ناليد.

به گل گفتم: عشق چيست؟

پر پر شد.

به انسان گفتم: عشق چيست؟

اشک از ديدگانش جاری شد و گفت: ديوانگيست!!!!



نازنین یارم


رقيب من !

تو مي داني

آن نازنين يارت

ــ عشق نافرجام من ــ

هر نيمه شب در خواب من پرسه مي زند ؟!

که هر شب سر همان قرار هميشگي

مي آيد و من از ترس خيانت از خواب مي پرم ؟!

 

کجایی مــرگ؟ چرا دیگر سـراغ از من نمی گیری؟
کجایی مــرگ؟ مگـــر از مـن گــریزانی؟
چنان دلـشوره دارم من،چنان دلــتنگ دیدارم!
که گویـــے آســمان هم از حضورم شکوه ها دارد!
دل من خواب می خواهد کمـــے آرامش مـطلق!
بیا ای مرگ،بیا از غـــــم رهـــایم کن..



او...


 

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن دلت را بتکان...

اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین بگذار همانجا بماند...

فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش...

قاب کن و بزن به دیوار دلت... دلت را محکم تر اگر بتکانی...

تمام کینه هایت هم می ریزد و تمام آن نامردی های بزرگ...

همه حسرت ها و آرزوهایت... باز هم محکم تر از قبل بتکان...

 تا این بار همه آن بی معرفتی ها هم بیفتد...

حالا آرام تر، آرام تر بتکان... تا خاطره هایت نیفتد....

 

 

 

 

 

تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟ خاطره، خاطره است...

باید باشد، باید بماند... کافیست؟ نه، هنوز دلت خاک دارد....

یک تکان دیگر بس است...تکاندی؟ دلت را ببین...

چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟ حالا این دل جای همان عشق است..

همان عشق معروف... همان که دلت را لرزاند..

 آری جای "او"ست... دوباره دعوتش کن... این دل مال "او"ست...

همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا...حالا تو ماندی و یک دل...

یک دل و یک قاب تجربه... یک قاب تجربه و مشتی خاطره....

مشتی خاطره و یک "او"...



بهارتان درخشان باد


قلمی خواهم ساخت از نی باغ بهشت ، جوهر از شیشه ذات ، کاغذ از صفحه دل ، نور از شمع حیات ، تا بنویسم همه جا: “روزگارت خوش باد”
عید همگی دوستان مبارک

 

بهار ثانیه ثانیه می آید ….
و اما اینجا کسی هست که به اندازه تمام شکوفه های بهاری برایتان آرزوهای خوب دارد ….

 

 

چند روز دیگه بهار میاد و همه‌ چیز رو تازه می‌کنه، سال رو، ماه رو،
روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به
همه اون تاز‌گی می‌ارزه، «دوستیمون»! دوستی من و شما عزیزای مهربونم

 

سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است
هفت سین آریایی
نوروز مبارک

 

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
********سال نو مبارک********

 

 

 

بیا وگرنه در این انتظار، خواهم مرد
اگر که بی تو بیاید بهار، خواهم مرد
به روی گونه‌ی من، اشک سالها جاری است
و زیر پای همین آبشار، خواهم مرد
خبر رسید که تو با بهار، می‌آیی
در انتظار تو من تا بهار خواهم مرد
نیامدی و خدا آگه است من هر روز
به اشتیاق رخت چند بار، خواهم مرد...(مخاطب خاص)

 

 

 

 

سالی در راه است
سالی پر برکت
سالی که اگر خواهی
نیست در آن حسرت
برف ها آب شدند
غصه ها از ما دور
یک دل خوش دارم
که شده سنگ صبور
تو در این خانه تکانی بتکان
هر چه از درد حکایت میکرد
بگذار پاک شوی از غم ها
خالی شوی از دوده ی درد...

 

+در این نوروز باستانی، خیال آمدنت را به آغوش خسته می‌کشم...

 

 

پیشاپیش فرا رسیدن سال نو رو به همه ی دوستای خوبم تبریک میگم امیدوارم تو سال جدید به همه ی آرزوهای قشنگتون برسین

+++ لحظه تحویل سال منو از دعای خیرتون محروم نکنین

عید به همگی خوش بگذره

 

 



یادم باشد...


یادم باشد که: او که زیر سایه دیگری راه می‌رود، خودش سایه‌ای ندارد.


یادم باشد که: هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.


یادم باشد که: زخم نیست آنچه درد می‌آورد، عفونت است.
یادم باشد که: در حرکت همیشه افق‌های تازه هست.
یادم باشد که: دست به کاری نزنم که نتوانم آن را برای دیگران تعریف کنم.


یادم باشد که: آنها که دوستشان می‌دارم می‌توانند دوستم نداشته باشند.


یادم باشد که: فرار؛ راه به دخمه‌ای می‌برد برای پنهان شدن نه آزادی.


یادم باشد که: باورهایم شاید دروغ باشند.
یادم باشد که: لبخندم را توى آیینه جا نگذارم.
یادم باشد که: آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته‌اند و او را راه می‌برند.


یادم باشد که: لزومی ندارد همان قدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم.


یادم باشد که: محبتی که به دیگری می‌کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.


یادم باشد که: اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.
یادم باشد که: دلخوشی‌ها هیچکدام ماندگار نیستند.
یادم باشد که: تا وقتی اوضاع بدتر نشده! یعنی همه چیز رو به راه است.


یادم باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه‌ها.
یادم باشد که: آرامش جایی فراتر از ما نیست.
یادم باشد که: من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم.
یادم باشد که: برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود!


یادم باشد که: در خسته‌ترین ثانیه‌های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!

 

 

 

یادم باشد که: لازم است گاهی با خودم رو راست‌ تر از این باشم که هستم.
یادم باشد که: سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته‌اند، هر کسی سهم خودش را می‌آفریند.


یادم باشد که: آن هنگام که از دست دادن عادت می‌شود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست.


یادم باشد که: پیشترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.
یادم باشد که: آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.
یادم باشد که: نیازمند کمک‌اند آنها که منتظر کمکشان نشسته‌ایم.
یادم باشد که: هرگر به تمامی ناامید نمی‌شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.


یادم باشد که: غیر قابل تحمل وجود ندارد.
یادم باشد که: گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد.


یادم باشد که: خوبی آنچه که ندارم این است که نگران از دست دادن‌اش نخواهم بود.
یادم باشد که: وظیفه من این است؛ حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.
یادم باشد که: در هر یقینی می‌توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.
یادم باشد که: همیشه چند قدم آخر است که سخت‌ترین قسمت راه است.
یادم باشد که: امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.
یادم باشد که: به جستجوى راه باشم، نه همراه...



رفت...


رفت؟!
به سلامت...
من خدا نیستم بگویم:
صدبار اگر توبه شکستی بازآی
آنکه رفت،به حرمت آنچه با خود برد
حق بازگشت ندارد
رفتنش مردانه نبود
لااقل مرد باشد برنگردد
خط زدن بر من،پایان من نیست
آغاز بی لیاقتی اوست ..!

 

 

خواســ ـ ــتم بگویــ ـ ــم کیســ ـ ــتم

دیدم نگــ ـ ــفتن بهــ ـ ــتر است

آنکــ ـ ــه با مــ ـ ــن نمیــ ـ ــماند هــ ـ ــمان بهــ ـ ــتر کهــ ـ ــ

نشــ ـ ــناسد مــ ـ ــرا

آنکــ ـ ــس کهــ ـ ــ میــ ـ ــماند خود خــ ـ ــواهــ ـ ــد شــ ـ ــناخت

 

 

 

تـو هم تلخ بودی ! تلــخ !


درست مثل قطره های فلج اطفالی که در کودکی به خوردم می دانند !


غافل از اینکه این بار تلخی تــو دلم را فلــج کرد . . . !

 

 

 



لطفا لبخند بزنید


یه شب امتحانی در خوابگاه!!!!!!!!!!!

 

 

 

اینم از حمله گروه گربه های خشمگین!!!!

بکشید کنار لطفا

 



جشن میلادت را به پرواز می روم


میلاد تو طلوع نور

در قلبی مه گرفته بود

 نفسی گرم در فضای سرد و غریب

گلی شکفته در بهار

تولد یک شعر دلنشین شعری

 در واژه های نگاهت و در قافیه های کلامت


به ستاره خواهم گفت از زمانی که سحر دمد

بر جاده ی شبت بتابد تا مسیر آرزوهایت بی نور نماند...

 

روزی که به دنیا آمدی هرگز نمیدانستی زمانی خواهد رسید

که آرامش بخش روح و روان کسی هستی که

 با بودن تو دنیا برایش زیباتر است...

 

برای تو مینویسم ای تنها مخاطب خاص نوشته هایم .....

یک سال دیگر هم سپری شد و نمیدانم چقدر

به تنهایی و بی کسی من پی بردی ....

اصلا وجودم برایت مهم بود؟ ....تنها تویی که معنای

 غم غریب سه نقطه آخر نوشته هایم را میدانی

تو که اکنون کنارم نیستی و من این را باور کردم

 من با تمام وجود غریبی را تجربه کردم

روزهای بی کسی و شب های پر از انتظار را بی تو سر کردم

عشق تو آتشی بود در خرمن زندگیم

 که هرچه بیشتر میسوختم بیشتر عاشق میشدم

 و زیبایی های وجودت مرا هر دم بیشتر به خود میکشید

خسته ام... دیگر از تپش های تند و دیوانه وار قلبم خسته شدم

 تو که پاسخی برای بی قراری هایم نیستی پس از چه رو اینگونه بی تابم؟

امشب که سالروز شکفتن  توست من در اوج بی کسیم .....

ای کاش بودی تا تمام هستی خود را برای یک نگاه آرام تو به آتش میکشاندم.....هستی خود را بر باد رفته دانستم  

آن شبی که برای همیشه ترکم کردی و به سوی آسمان ها پر گشودی......

هنوز هم با وجود گذشت مدت ها دلم دیوانه وار در سینه میکوبد

 و هنوز با شنیدن نامت سرخی شرم بر گونه هایم  رنگی از عشق میپاشد .....

گمان نکنم تا به حال کسی تولد محبوبش را به این تلخی جشن گرفته باشد

 محبوبی که برای همیشه در قلبم جاودانه خواهد بود

 اما روح آسمانی اش  مدت هاست که از این دیار خاکی پر گشوده و رفته است....

نام تو زیباترین آوای زندگی است ....ای تمام آمال و آرزوهای من سالروز میلادت مبارک...

امروز روز توست و من

  تمام دلتنگیهایم را

به جای تو

 در آغوش می کشم

چقدر جایت میان بازوانم خالیست

 



بی قراری


 

تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است

اما کنارم خالی از تو و

پر از دیگران است !



من بودم ، تو و یک عالمه حرف

و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد !

کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی ، یک آه چقدر وزن دارد



عصاره ی تمام مهربانی ها را می گیرم

و از آن فرشته ای می سازم همچون “خودت”




تمام مزرعه کافر صدایش می زدند

گل آفتابگردان کوچکی که عاشق باران شده بود



در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند

مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

من به آن محتاجم !



دل اگر بستی ، محکم نبند ، مراقب باش

گره کور نزنی ، او میرود ، تو میمانی

و یک گره کور...

+++بعضی وقتا پیش میاد که قلب آدما پر از آه های نکشیده است.....

امروز سینه ام پر از همان آه ها بود.....

خیلی دلم گرفته احساس میکنم به سبکی پرکاهی هستم

 که هر بار وزش نسیم میتونه منو با خودش به هر جا که میخواد ببره...

اصلا انگار وزنی ندارم .....اما تو دلم یه دنیا بی قراری و دلتنگیه.....


 



شب میلاد توست و من تنهایم...


باور کن روزهاست که دنبال بهترین جمله بودم تا برای امروز کنار بگذارم و با تمام 

وجود به تو این جملات را نثار کنم اما این لحظه همه جملات فرار کردند,همین طور 

بی وزن و بی هوا آمدم بگویم  سالروز شکفتنت مبارک ....


+فردا تولد همون کسی یه که داستانش رو براتون تو پست های قبلی گذاشته بودم....


می دونم هیچ وقت نمیاد اینجا تا دل نوشته های منو بخونه اما همینطوری خواستم 

روز تولدش رو بهش تبریک بگم.باور کنین دیگه بهش فکر نمیکنم اما چه کنم دیگه 

روز تولدشو همیشه یادم می مونه...

آرزویم این است دلت خوش باشد/نرود لحظه ای از صورت ماهت لبخند/نشود غصه 

دمی نزدیکت/لحظه هایت همه زیبا باشند/از خدا می خواهم/که تو را سالم و 

خوشبخت بدارد همه عمر/و نباشی دلتنگ...

www.picasoo.ir_photography___(2).jpg

در شب های خوشبختی تو سهم من تنهایی است در دل من اما فقط آرزوی توست

تولدت مبارک . . .




تو تنهایی مثل من...


رسم زندگی این است: روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی

به همین سادگی او رفته است و

 همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد

 و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟

این رسم زندگیست پس تنها آواز بخوان ...


 



.:: آخرین مطالب ::.

» حرف آخر ( شنبه پانزدهم تیر 1392 )
» عشق... ( دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 )
» نازنین یارم ( جمعه بیستم اردیبهشت 1392 )
» او... ( جمعه شانزدهم فروردین 1392 )
» بهارتان درخشان باد ( دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 )
» یادم باشد... ( دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391 )
» رفت... ( جمعه یازدهم اسفند 1391 )
» لطفا لبخند بزنید ( پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 )
» جشن میلادت را به پرواز می روم ( چهارشنبه چهارم بهمن 1391 )
» بی قراری ( دوشنبه بیست و پنجم دی 1391 )
» شب میلاد توست و من تنهایم... ( پنجشنبه شانزدهم آذر 1391 )
» تو تنهایی مثل من... ( یکشنبه دوازدهم آذر 1391 )

كد جلوگيري از راست كليك موس